الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
143
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
و اما الثمره بين القولين 1 ) . . . على معانيها 2 ) . . . و على معانيها 3 ) الشرعيه . . . نموده بودند منافات دارد زيرا اگر وضع تعيينى استعمالى امكانپذير باشد وضع تعينى به هيچ وجه بعيد نيست ب ) چنين وضعى اگر صورت پذيرد حقيقت متشرعه ثابت مىشود و اصلا ربطى به حقيقت شرعيه ندارد 7 ) شايد اشاره به همين اشكالات باشد [ حقيقت بحث حقيقت شرعيه ] 1 ) ثمره بحث حقيقت شرعيه : اگر الفاظى به همراه قرينه از شارع مقدس نقل شده بود بحثى نداريم و بايد طبق قرينه عمل نمائيم ، بحث اصلى در مورد الفاظ بدون قرينه مىباشد و ثمرهاش بنابر دو مبنا فرق مىكند : بنابر عدم ثبوت حقيقت شرعيه و پذيرش حقيقت لغويه : بنابر اين مبنى بايد الفاظى كه از ناحيه شارع مقدس نقل شده و مجرد از قرينه هست را بر معناى لغويه حمل نمائيم ، مثلا اگر روايتى از شارع نقل شده بود كه ( صل عند الرويه ) ، بايد اين لفظ را بر معناى لغوى آن حمل كرده و بگوئيم هنگام رؤيت هلال اركان مخصوصه واجب يا مستحب نيست بلكه دعا خواندن واجب يا مستحب است . اما بنابر ثبوت حقيقت شرعيه : بنابراين مبنا بايد اين گونه الفاظ را بر معناى شرعيه حمل كرد مثلا در مثال فوق بايد بگوئيم نماز واجب يا مستحب است نه دعا . 2 ) الفاظ 3 ) الفاظ